تبليغاتX
pishi


pishi


نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 20:27 توسط yasaman| |

یه خبر خیلی خیلی توپ اونم اینکه من کنکور قبول شدمممممم یوووووووهوووووووو خداجون ازت ممنونم خیلی خوبی خیلی دوست دارم تو بی نظیری خدا جون مرسی که دعاهامو قبول کردی   

نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 20:26 توسط yasaman| |

سلام بچه ها نبودم یه مدت خیلی گرفتار بودم...وای منتظر جواب کنکورم ولی حالا مگه نتیجه ها رو میزنن جون ادم بالا میاد تا جوابارو بگن این انتظاره ادمو میکشه

خدا کنه زودتر بزنن جوابارو و قبول شم......خدا جووووون من که خیلی به کبوترای

پشت پنجره ی اتاقم خوراکیای خوشمزه میدم 

تازه نامه هایی که واست می نویسم هم که واست میارن چون نامه ها نیستش

می خونیشون خدا جون

خدا جونم کمکم کن.........برام دوها کنین

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 20:14 توسط yasaman| |

   قصه:

atena87a شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآatena87a

يکی بود يکی نبود. يه روزی روزگاری يه خانواده ی سه نفری بودن. يه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از يه مدتی خدا يه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما ميده،
بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .
پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسيدن که پسرشون حسودی کنه و يه بلايی سر داداش کوچولوش بياره.
اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زياد شد که پدر و مادرش تصميم گرفتن اينکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.
پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت : داداش کوچولو! تو تازه از پيش خدا اومدی ……….

به من می گی قيافه ی خدا چه شکليه ؟ آخه من کم کم دارم بزرگ میشم داره يادم مي ره..



به زودی در اینجا قصه ای که خودم نوشتم رو به نام دختر مو طلا میزارم ......منتظر باشید دومستان

           دختر مو طلا

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 12:15 توسط yasaman| |

mahsae-alimahsae-alimahsae-ali:Dmahsae-ali

&

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنـــ ـــها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوســـ ـــت میشی؟ 

دلــ ـــم واسه دوستــ ــای ابتداییم تنگــــ ـــ شده..

دلم واسه دفتر خوشگل نقاشیم,مداد شمیام و خیلی تنگ شده..

دلم واسه چتری موهام که از مقنعه سفیدم برون بود تنگ شده.... 

 


            

 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 0:36 توسط yasaman| |

قالبــــ ها و شکلکــــ هاے آینــ ـ ـاز


من و سایه ام

باز هم

راه خواهیم رفت

و من

برایش قلب خواهم دوخت

چشم خواهم کشید

کفش خواهم خرید

دستهایش را

رنگ خواهم زد...

من و سایه ام

باز هم

راه خواهیم رفت

خواهیم خندید

خواهیم گریست

و من برایش

سایه بان خواهم بود.. .

نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 0:13 توسط yasaman| |

تمــــــام فنــــجان های قـــهوه دروغ می گـــــفتند ،تـــــو بر نـــــــمی گردی …

….

گاهی وجود تو را کنار خودم احساس میکنم

اما…

چقدر دلخوشی خوابها کم است!

….

به ” فنجان خالی ” … ؟

که نگاه میکنم

گلـویم به خاطر چای هایی

که با تو نخورده ام چقدر میسوزد …

اگر تمام جاده های عالم هم به خانه من ختم شود ….

باز هم نمی رسی !

….

یادگار دونفرگی هایمان

همین کابوس های شبانه است

….

آغوشی که

برای تو گشودم

زانوانم را بغل کرد!!!

مـُـرور میــــ کنـَم ..

خاطِراتِـمـــان را

امـــــا مَگر ..

کـُپـــی برابـَـر اَصـــل میشــَـــوَد

….

کنار میز چوبی همیشگی مینشینم

جای خالی ات همانند قهوه ای تلخ

به رخ میکشد نبودنت را…

….

دلم می خواهد ..

در آرامش آغوشت !..

طولانی بمیرم

…..

█│║▌ ║││█║▌ │║║█║█│║▌ ║││█║▌ │║║█║█│║▌ ║││█║▌

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 11:21 توسط yasaman| |

امروز صبح کنکور دادم برام دعا کنید قبول شم

FINISHED SCHOOL

girl_pinkglassesf.gif

نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 10:58 توسط yasaman| |

   مرسی که اومدی به وبلاگم بازم بیا .....

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 21:33 توسط yasaman| |


:قالبساز: :بهاربیست: